من دیگه خسته شدم بس که چشمام بارونیه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم وقتی فایده ای نداره . غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم وایسا دنیا ،وایسا دنیا من میخوام پیاده شم همه حرف خوب میزنند اما کی خوبه این وسط بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
برچسب:
نویسنده: آریا صفری
تاريخ: يکشنبه
18 مرداد
1405 ساعت: 14:29